تبليغاتX
قلب شکسته

قلب شکسته

دلتنگی

 

 

ماه ضیافت الهی را به

 

 تمامی دوستان تبریک عرض

 

 میکنم 

          

     

        

 

 

غزل غزل به یاد تو قدم قدم به پای تو

 

ستاره های اسمون یکی یکی فدای تو

 

((سلام به دوستان خوب))

(((به وبلاگ من خوش امدید)))

(((امیدوارم لحظات خوشی را)))

((در وبلاگم داشته باشید))

 

 

سينــــه از آتـش دل در غم جانـانـه بسوخـت

آتـشــي بـود در اين خـانـه كه كاشانه بسوخـت

تـنــم از واسـطــه دوري دلـبــر بـگـداخــــــت

جـانــم از آتــش مـهــر رخ جـانـانـــه بسوخـت

سوز دل بين كه ز بس آتش اشكم دل شمع

دوش بر مـن ز سر مهـر چـو پروانـه بسوخـت

آشنـائـي نه غريـبـست كه دلسـوز مـن است

چون من از خويش برفتم دل بيگانه بسوخـت

خـرقـــــه زهـد مـرا آب خـــــرابـات ببــــــرد

خـانـــه عقـل مـرا آتـش مـيـخـانــــه بسوخـت

چـون پيـالـه دلم از تـوبـه كه كـردم بشكسـت

همچـو لالـه جگـرم بي مـي و خمخــانه بسوخـت

ماجـرا كم كـن و بازآ كـه مـرا مـردم چـشـــــــم

خـرقـه از سـر بـدرآورد و بشـكـــرانـه بسوخـت

تــرك افسـانـه بگـو حـافــظ و مـي نـوش دمي

كه نـخـفـتـيـم شـب و شمـع بافسانـه بسوخـت

شـاهـــد

مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست

كـه به پيمـانـه كشـي شهــــره شدم روز الست

مـن همـان دم كه وضو ساختم از چشمـه عشق

چـار تـكـبـيـر زدم يكسـره بـر هر چه كـه هسـت

مـي بـده تـا دهـمـت آگـهـي از ســـر قـضــــــا

كـه بـروي كه شدم عاشق و از بوي كـه مست

كـمـــر كــوه كـم اسـت از كـمــــر مـــور ايـنـجـا

نـا امــيــد از در رحـمـت مشـو اي بـده پرست

بـجـز آن نـرگـس مـسـتـانـه كه چـشـمـش مرســاد

زيــر اين طـارم فيـروزه كسـي خوش نـنـشـست

جـــــان فـداي دهـنـش بـاد كـه در بـاغ نـظـــــر

چمـن آراي جـهـان خـوشـتـر از اين غنچه نبست

حـافــظ از دولـت عشـق تـو سـلـيـمـانــي شـــد

يعـنـي از وصل تو اش نيست بـجـز باد بدست

 

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/02ساعت 16:20 توسط رضا |


 

تو را نادیدن ما غم نباشد

که در خیلت به از ما کم نباش



من از دست تو در عالم نهم روی

ولیکن چون تو در عالم نباشد



عجب گر در چمن برپای خیزی

که سرو راست پیشت خم نباشد



مبادا در جهان دلتنگ رویی

که رویت بیند و خرم نباشد



من اول روز دانستم که این عهد

که با من می​کنی محکم نباشد



که دانستم که هرگز سازگاری

پری را با بنی آدم نباشد



مکن یارا دلم مجروح مگذار

که هیچم در جهان مرهم نباشد



بیا تا جان شیرین در تو ریزم

که بخل و دوستی با هم نباشد



نخواهم بی تو یک دم زندگانی

که طیب عیش بی همدم نباشد



نظر گویند سعدی با که داری

که غم با یار گفتن غم نباشد



حدیث دوست با دشمن نگویی

که هرگز مدعی محرم نباشد

 

زان یـــار دلنـــوازم شـکـریـســـت بــا شکــایـت

گـر نـکتــه دان عشقی بشنــو تـو ایـن حکـایـت

بــی مــزد بود و منـت هـــر خـدمتـی که کـردم

یـــا رب مبـــاد کـس را مخــدوم بی عـنــایت

رنــدان تشنـه لب را آبـی نمـی‌دهــد کــس

گــویی ولی شنــاسـان رفـتـنــد از ایــن ولایــت

در زلف چـون کمنــدش ای دل مـپـیــچ کـان جـا

سـرهـا بـریــده بیـنـی بی جــرم و بی جنــایـت

چشمت به غمزه ما را خون خورد و می‌پسندی

جــانـا روا نبــاشــد خــون ریـــز را حمــایت

در ایـن شـب سیــاهـم گـم گـشـت راه مقصود

از گـوشــه‌ای بــرون آی ای کــوکـب هــدایــت

از هــر طــرف کــه رفتــم جــز وحشتـم نیفزود

زنــهار از ایــن بیــابـان ویـن راه بی‌نهــایـت

ای آفتــاب خــوبــان می‌جــوشـــد انــدرونــم

یـک ســاعتــم بــگنـجـــان در ســایه عنــایـت

این راه را نهـــایت صــورت کجــا تـــوان بسـت

کـش صد هــزار منزل بیــش است در بــدایت

هــر چنــد بـــردی آبـــم روی از درت نـتــابــم

جــور از حبـیـب خوشتــر کــز مــدعی رعایـت

عشقت رسد به فریـاد ار خود به سان حـافظ

قــرآن ز بــر بـخـوانـی در چــارده روایــت

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/02ساعت 16:10 توسط رضا |


 

روز پاییزی میلاد تو در یادم هست / روز خاکستری سرد سفر یادت نیست

ناله ی ناخوش از شاخه جدا ماندن من / در شب آخر پرواز خطر یادت نیست

تلخی فاصله ها نیز به یادت مانده ست / نیزه بر باد نشسته ست و سپر یادت نیست

((((((((((یادم هست …. یادت نیست))))))))))

خواب روزانه اگر در خور تقدیر نبود / پس چرا گشت شبانه ، دربه در،یادت نیست

من به خط و خبری از تو قناعت کردم / قاصدک کاش نگویی که خبر یادت نیست

عطش خشک تو بر ریگ بیابان ماسید / کوزه ای دادمت ای تشنه, مگر یادت نیست

تو که خود سوزی هر شب پره را می فهمی / باورم نیست که مرگ بال و پر یادت نیست

تو به دل ریختگان چشم نداری بیدل / آنچنان غرق غروبی که سحر یادت نیست

 

((((((((((((((((((((یادم هست …. یادت نیست))))))))))))))))))))

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/02ساعت 16:4 توسط رضا |


 

زندگی میگذرد . . .

سال ها دل غرق آتش بود و خاکستر نداشت

بازکردم این صدف را بارها گوهر نداشت

از تهیدستی قناعت پیشه کردم سال ها

زندگی جز شرمساری مایه ای دیگر نداشت

هرکجا رفتم به استقبالم آمد بی کسی

عشق در سودای خود چیزی از این بهتر نداشت

بارها گفتی ولی از ابتدای عاشقی

قصه سرگشتگی‌هایت مگر آخر نداشت

سالها بر دوش حسرتها کشیدم بار عشق

هیچ دستی این امانت را ز دوشم برنداشت

کاش می آمد و می دیدم که از خود رفته ام

آنکه عاشق بودنم را یک نفس باور نداشت

آسمان یک پرده از تقدیر را اجرا نکرد

گویی از روز ازل این صحنه بازیگر نداشت

ناله ما تا به اوج کبریا پرواز کرد

گرچه این مرغ قفس پرورده بال و پر نداشت . . .

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/02ساعت 16:3 توسط رضا |


 

 

بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.

در نهانخانة جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:

یادم آم كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

 

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

یادم آید، تو به من گفتی:

- ” از این عشق حذر كن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،

آب، آیینة عشق گذران است،

تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، كه دلت با دگران است!

تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ - ندانم

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

نتوانم!

روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،

چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم ...“

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه 1390/04/02ساعت 16:0 توسط رضا |


  

 

 

من چیستم؟ شب
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات  گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

 
چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی

 


آیا در این دنیا کسی هست بفهمد
که در این لحظه چه می کشم؟
چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است،
خوب خوب خوب


از دیده به جاش اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید


چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باش
دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،
آدمی را همواره در پی گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو می کشاند

 

 

 

گاهی فراموش میکنم برای چی به این دنیا اورده شدم! خوب اگه ما میدونستیم یا حق انتخاب


 داشتیم که بیام یا نه ؟ شاید دنیای ما به اینجا کشیده نمیشدکه این همه گناه کنیم!
 
گاهی از خودم میپرسم خدا که میدونه من اخرش باید برم جهنم ! پس چرا بازم کمکم میکنه؟!

..............................................................................................................................

عشق قدیما با یه نگاه ساده شروع میشد! خوب دنیاست دیگه همه چیز که به روز به شه عشق هم
 
به روز میشه!

حالا اول عاشق میشم بعد همدیگه رو میبینیم! شاید به شه اسمش گذاشت عشق هزاره سوم!

عصر ,عصر اینترنت,چت....... مزه اون نگاه عاشقانه رو دیگه کمتر کسی میفهمه, نه!؟

                                        

* عشق مجازی سه مرحله داره!

1.اول دیدن و عاشق شدن

2.دوم به معشوق رسیدن_رسوایی

3.اخر هر عشق مجازی, جدایی! و بعدش حسرت!

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/28ساعت 2:1 توسط رضا |


 

می خوام که با هر نفسم، بگم تویی هم نفسم

بغض تو رو داد بزنم، بگم توی هر نفسم

می حوام که با ترانه هام، قفل سکوت و بشکنم

تو هم صدام و بشنوی، منم صداتو بشنوم

می خوام بگم تو بهترین، ستاره ی بخت منی

می خوام بگم که خواستنت، تموم دنیای منی

می خوام که هر شب واسه تو، ستاره ها رو بشمورم

ماه و ستارم واسه چی، هرچی تو گفتی بشمورم

می خوام که بغض سینم و، درد تو درمون بکنه

دردم و درمون نکنه، شاید که آرومم کنه

می خوام که با برق نگات، خورشید و ویرون بکنم

می خوام که با بغض صدات، رعد و پریشون بکنم

می خوام بگم عزیز من، صبر و قرار من تویی

صبر و قرار تو منم، عمر و نیاز من تویی

می خوام که خواستن تو رو، با گریه فریاد بزنم

عشق و نیاز این دل و، تو سینه فریاد بزنم

می خوام بگم دوست دارم، تموم حرفام همینه

بگم فقط تو رو دارم، تموم حرفام همینه

 

 

 

 

روی قلب کدوم عاشقی نوشته بی وفایی رسم عشقه؟

روی شن های ساحل کدوم دریایی نوشته جدایی عاقبت عشقه؟

چرا همیشه قصه با عشق شروع میشه و با غصه تموم میشه؟

چرا هیچ عاشقی نباید به معشوقش برسه؟

چرا خیلی از عاشقا دروغ میگن؟بی وفا میشن؟میرن و تمام حرفاشون رو زیر پا میذارن؟

چرا خیلی از معشوقا هم باید دروغ بگن؟؟چرا اونا هم باید بی وفا بشن؟

اصلا چرا بی وفایی شده رسم این دور و زمونه؟

اول آشنایی..بعد عشق..بعد خاطرات شیرین..بعد فراموش کردن تمام روزهای خوب..بعد بی وفایی..بعد جدایی..بعد تنهایی و بعد به یاد خاطرات شیرین گذشته افتادن و سوختن و ساختن..

این وسط مقصر کیه؟؟سرنوشت این عاشق و معشوقا به دست کیه؟؟

چرا باید بازی عشق اینجوری تموم بشه؟

چرا وقتی کلمه ی عشق رو میشنوی جز غم جدایی هیچی نباید بیاد سراغت؟

چرا؟چرا همه ی عاشقا تنهان؟چرا؟درد دلشون چیه؟

چرا باید رسم عاشقی این باشه؟؟

ای کاش یه نفر معنی واقعی عشق رو پیدا میکرد و به همه نشون میداد..

ای کاش عشق از این به بعد زیبا میشد..

ای کاش دیگه وقتی کلمه ی عشق رو میشنیدیم به جای غم جدایی خاطرات روزهای خوب و خوش با هم بودن و با هم موندن میومد سراغمون..

ای کاش یه نفر واژه های بی وفایی و جدایی و تنهایی و غم و غصه رو از وجود این کره ی خاکی پاک میکرد..

ای کاش دیگه هیشکی از جدایی حرفی نمیزد..

ای کاش هیچ دلی هیچ وقت ظالم نمیشد..

ای کاش هیچ چشمی هیچ وقت گریوون نمیشد..

ای کاش هیچ عاشقی از معشوقش سیر نمیشد..

ای کاش هیچ دستی از دستی جدا نمیشد..

ای کاش هیچ قلبی از ناراحتی نمیشکست..

ای کاش واژه ی خداحافظ بر روی لب های هیچ عاشق و معشوقی نمینشست..

ای کاش زندگی پر از خوبی و خوشی و عشق و محبت میشد..

ای کاش دنیای نامردی کنار میرفت و به جاش دنیای جوون مردی میومد..

ای کاش دیگه هیشکی تنها نمیموند..

ای کاش دل همه ی آدما پاک و زلال و سبز و بهاری و پر محبت میشد..

ای کاش دنیا دنیایی میشد که بخوای تا همیشه توش بمونی و زندگی کنی نه اینکه آرزوی رفتن و رهایی از اونو داشته باشی..

و ای کاش همه ی این ای کاش ها به حقیقت میپیوست

 


: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/07/28ساعت 1:57 توسط رضا |


 

 

 

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم؟

 

اجازه هست مردم شهر قصه ي ما رو بدونن؟

 

اسم منو عشق تو رو توي كتابا بخونن؟

 

اجازه هست كه قلبمو برات چراغوني كنم؟

 

پيش نگاه عاشقت چشمامو قوربوني كنم؟

 

اجازه مي دي تا ابد سر بذارم رو شونه هات ؟

 

روزي هزار و صد دفعه بگم :

 

دوست دارم

 

می بینی سکوتم را ؟

می بینی درماندگی ام را ؟

می بینی نداشتنت چه بر سر فریاد خاموشم آورده است ؟

می بینی دیگر رویای داشتنت هم نمی تواند تن لرزه های شبانه ام را آرام کند...

می بینی هق هق نگاهم چه سرد بر دیواره ی همیشه جاودانه ی نبودنت مشت می زند ؟

می بینی؟

دیگر شانه هایم تاب تحمل خستگی هایم را ندارد...

دیگر حتی حسرت باران هم نمی تواند حسرت نداشتن تو را کم کند...

دیگر آنقدر بغضم سنگین شده است که توان گریستن هم نیست...

 

  

ترجمه فارسی

      دیوانه منم ای شــــــمع جفا پیشه بسوزانم که پروانه منم

ای ابرو کمان بگیر جانم را که با وصال تو بیگانه منم

مثل تو ظالمی در دنیا نیست و گـــــرنه باور کن

من عاشق او می شدم تا بدانی عاقــل فرزانه منم

زیبایم جام شـــــراب وصالــت را به من بنوشان

تا که خوشـــــــــــکل ها بدانند در دنیا یک دانه منم

دزد شعر نصیبم شد از کلام آن آهوی وحشی

ولی من آن دختر را دوســـت دارم چون دیوانه منم

لیلا اختیار قلبم را در دستان خود گرفته است

و گرنه امروز در دنیا مانند مــــــــجنون افسانه منم

در هر کس که عقل باشد میفهمد چه گفتم

حالا تو بگو که چــــــــــــــــرا عاشق جانانه منم

گفتم : اگه يه روز بميرم چه كار مي كني؟

گفت:حتي فكرشم نمي تونم بكنم. حالا مدت هاست

من بدون عشق اون مرده اي بيش نيستم و اون چه

راحت از گورستان عشق من مي گذرد.

 


: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در یکشنبه 1389/06/28ساعت 1:25 توسط رضا |


 

 

ای دوست

دلت همیشه زندان منست

آتشکده عشق توازآن منست

آن روز که لحظه وداع من وتوست

آن شوم ترین لحظه پایان منست

درتاریکی چشم هایت راجستم

درتاریکی چشم هایت رایافتم

وشبم پرستاره شد 

اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست

به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم

 مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد

مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم

بگو معنی تمرین چیست ؟

بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟

بریدن از خودم را ؟

مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ..

از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم

همه می دانند که دروری تو روحم را می آزارد

 تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند

 نگاهتت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ...

هوای سرد اینجا رو دوست ندارم

 مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام

هر وقت خواستی بدونی کسی دوست داره تو چشاش

زل بزن تا عشقو تو چشاش ببینی...اگه نگات کرد

عاشقته...اگه خجالت کشید برات میمیره...اگه سرشو

انداخت پائین و یه لحظه رفت تو فکر بدون که بدون تو

میمیره.......میدونم الان رفتی تو فکر زندگی اجبار

است...مرگ انتظار است...عشق یک بار است...فکر

 

 

 

 


: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در شنبه 1389/06/13ساعت 0:53 توسط رضا |


 

(((((((فدات شم)))))))

من و تو چه سخت به هم رسیدیم
چه آسون از هم جدامون کردن
اونا که تو رو ازم گرفتن ندونستن که چیکار کردن
نمی دونستن که تو دنیای منی
نمی دونستن که هر شب توی رویای منی
نمی دونستن که تو دنیای منی
نمی دونستن که هر شب توی رویای منی

 

دنیا نذاشت فدات بشم فدات شم
زمونه نذاشت باهات باشم فدات شم
برو و بدون بدونه تو میمیرم
خدا نخواست فدای اون چشات شم

دنیا نذاشت فدات بشم فدات شم
زمونه نذاشت باهات باشم فدات شم
برو و بدون بدونه تو میمیرم
خدا نخواست فدای اون چشات شم
فدات شم

 

من و تو چه سخت به هم رسیدیم
چه آسون از هم جدامون کردن
اونا که تو رو ازم گرفتن ندونستن که چیکار کردن
نمی دونستن که تو دنیای منی
نمی دونستن که هر شب توی رویای منی
نمی دونستن که تو دنیای منی
نمی دونستن که هر شب توی رویای منی

دنیا نذاشت فدات بشم فدات شم
زمونه نذاشت باهات باشم فدات شم
برو و بدون بدونه تو میمیرم
خدا نخواست فدای اون چشات شم

دنیا نذاشت فدات بشم فدات شم
زمونه نذاشت باهات باشم فدات شم
برو و بدون بدونه تو میمیرم
خدا نخواست فدای اون چشات شم
فدات شم

 

((تو این شبهای خط خطی))

((ستاره های پا پتی))
((گم شدن و نیست توی راه))
((فانوسک رفاقتی))
((به هر کی میخوای دل بدی))
((دل میکنه به راحتی))
((دنیا چه الوده شده))
((به سم بی صداقتی))
((پاهای عشق و عاشقی))
((تاول زده بگی نگی))
((انگار تموم زندگی))
((گرفته بوی گهنگی))
((باید با دنیا کاری کرد))
((بیشتر از اینا نشه بد))
((به پای عشق و عاشقی))
((مرحم دلدادگی زد))
((باید دوباره تازه شد))
((توی هوای رابطه))
((باید دوباره خط کشید))
((رو هر چی رسم غلطه
 ))

 


: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در جمعه 1389/06/12ساعت 5:0 توسط رضا |


 
 
 
 

تو اي ناياب اي ناب                                  ؛ مرا درياب درياب
منم بي نام بي بام                                  ؛ مرا درياب تا خواب
مرا درياب مستانه                                 ؛ مرا درياب تا خانه
مراقب باش تا بوسه                               ؛ مرا درياب بر شانه
مرا درياب من خوبم                                ؛ هنوزم آب ميکوبم
هنوزم شعر مي ريسم                             ؛ هنوزم باد مي روبم
مرا درياب در سرما                               ؛ مرا درياب تا فردا
مرا درياب تا رفتن                                ؛ مرا درياب تا اينجا
مرا درياب تا باور                                 ؛ مرا درياب تا آخر
مرا درياب تا پارو                                 ؛ مرا درياب تا بندر
تو اي ناياب اي ناب                                ؛ مرا درياب درياب
منم بي نام ،بي بام ؛                                 مرا درياب تا خواب

 

مي نويسم واسه تو نگو ديره نگو ديره

من از اين فاصله ها بدجوري, گريه ام ميگيره

من مي خونم واسه تو نگو رفتي نگو خستم

بي تو تنها موندم اما دل به هيچ كسي نبستم

                                                   

مي نشينم پايه حرفهات تا ته قصه باهاتم

بيا شهرزادي عاشق كه منه خسته فداتم

بيا شهرزادي عاشق تو پري قصه هامي

تنهايي معني نداره تو مثل سايه باهامي 

قصه گوي هميشه گي براي من كه خسته

 

بگو تا اروم بگيرم ميدوني دل شكسته  

با تو يه دنيا ارزو تو كوله بار خاطرم

سخت براي نبودنت نميشه از پیشت برم

نميشه از پیشت برم...!

 

من مي سازم واسه تو قصري از سادگيا

از اينجا مي برم تو رو به شهر دل دادگيا

با بوسه اغاز ميكنم زندگي دبارمو

به اسمونها نميدم همين يه تك ستار مو

 

مي نشينم پايه حرفهات تا ته قصه باهاتم

بيا شهرزادي عاشق كه منه خسته فداتم

بيا شهرزادي عاشق تو پري قصه هامي

 

****((((زلیخا))))****

زلیخا مغرور قصه اش بود زلیخا به همنشینی نامش با یوسف می نازید!

زلیخا بر بلندای قصه رفت و گفت رونق این قصه همه از من است.

این قصه بوی زلیخا می دهد کجاست زنی که چون من شایسته عشق

پیامبری باشد ، تا بار دیگر قصه ای این چنین زیبا شود؟ 

قصه دیگر نازیدن زلیخا را تاب نیاورد و گفت: بس است زلیخا ! بس است .

از قصه پایین بیا ، که این قصه اگر زیباست ، نه به خاطر تو ، که

زیبایی همه از یوسف است.

زلیخا گفت: من عاشقم و عشق رنگ و بوی هر قصه ای است . عمریست کهنامم را در حلقه عاشقان برده اند...!

قصه گفت : نامت را به خطا برده اند ، که تو عشق نمی دانی.

تو همانی که بر عشق چنگ انداختی . تو آنی که پیرهن عاشقی را به نامردی پاره کردی

. تو آمدی و قصه ، بوی خیانت گرفت ...بوی خدعه و نیرنگ.

از قصه ام بیرون برو تا یوسف بماند و راستی .

زلیخا گریست و از قصه بیرون رفت.

خدا گفت: زلیخا برگرد که قصه جهان ، قصه پر زلیخاست.

و هر روز هزارها پیرهن پاره می شود از پشت .

اما زلیخایی باید، تا یوسف ، زندان را بر او برگزیند و قصه را و یوسف را ، زیبایی همه این بود .

 

 

دل به چشمای تو بستم 

دل به چشمای تو بستم تو شدی همه وجودم

عشق تو باور من شد با تموم تار و پودم

هر کی اومد سر راهم چشمامو بستم و ندیدم

عکس تو توی دست من بود تو رو با دلم خریدم

برای نفس کشیدن عشق تو دلیل من بود

بودن تو پیش چشمام خواب و رویای شبم بود

من همه ترانه هامو واسه چشم تو نوشتم

 

 






: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در پنجشنبه 1389/06/11ساعت 4:38 توسط رضا |


 

برام دعا كن عشق من، همين روزا بميرم ...

آخه دارم از رفتن بدجوري گُر ميگيرم ...

دعا كنم كه اين نفس،تموم شه تا سپيده ...

كسي نفهمه عاشقت، چي تا سحر كشيده ...

اين آخرين باره عزيز،دستامو محكمتر بگير ...

آخه تو كه داري ميري،به من نگو بمون نمير ...

گاهي بيا يه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...

من با تو سوختم نازنين،باشه برو با من نسوز ...

اگه يروز برگشتي و گفتن فلاني مرده ...

بدون كه زير خاك سرد حس نگاتو برده

گريه نكن براي من قسمت ما همينه ...

دستامو محكمتر بگير لحظه ي آخرينه ...

اين آخرين باره عزيز،دستامو محكمتر بگير ...

آخه تو كه داري ميري،به من نگو بمون نمير ...

گاهي بيا يه باغ سبز،درش بروت بازه هنوز ...

من با تو سوختم نازنين،باشه برو با من نسوز ...

برام دعا كن عـــــــــشــــــــــق

 

 

اره ميميرم از غم دوريت....

تو بي خيالي غرق غروري...

حالم عجيبه دل شوره دارم....

كاشكي بدوني چه بي قرارم چه بي قرارم..........

كاشكي بفهمي كاشكي بدوني...

كاشكي بيايو پيشم بموني....

چشماتو هر شب تو خواب مي بينم ....

چشم انتظارت تا كي بشينم؟

كي تو نگاهم عشقو ميخونــــــــي؟

منو به چشمات كي ميرسونــــــــي؟

كاشكي بفهمي من تو رو ميخوام

تويي عـزيــــــــــــزم تموم دنيام...

دارم ميميرم از غم دوريت....

تو بيخيالي غرق غروري...

حالم عجيبه دل شوره دارم كاشكي بدوني چه بي قرارم چه بيقرارم....

 

                      عشق يعني با غم الفت داشتن

                               سوختن با درد نسبت داشتن

                                    عشق دريک جمله يعني انتظار

                                                انتظار روز رجـــعت داشتن

                                                       عشق يعني مستي و ديوانگي

                                                                عشق يعني در جهان بيگانگي

                                                     عشق يعني شب نخفتن تا سحر

                                      عشق يعني سجده ها با چشمان تر

                                   عشق يعني سر به در آويختن

                      عشق يعني اشک حسرت ريختن

           عشق يعني در جهان رسوا شدن

                    عشق يعني مست و بي پروا شدن

                               عشق يعني سوختن يا ساختــن

                                              عشق يعني زندگي را باختن

                                              عشق يعني انتـــظار و انتـــظار

                                                   عشق يعني هرچه بيني عکس يار

 

چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام

عشقو ازت گرفته و به جاش

يه  زخم هميشگي گذاشته نگاه كني

و به جاي اينكه ازش متنفر باشي  حس كني

هنوزم دوسش داري.......

 

 

 مثل باران خنده هايت ديدني است
شهر خاموش صدايت ديدني است
مهرباني معني لبخند توست
خنده هايت بي نهايت ديدني است

 
 
 دوست ها تيكه هايي از پازل اند كه از يكيش كم بشه هيچي جاشو نميگير ه و اون پازل هيچ وقت كامل نميشه ... تو يكي از همون تيكه هايي كه هيچ وقت گمت نميكنم 


 
 ميدونم تا مسيج مياد دعا ميكني كه من باشم ميخواستم بگم
دعات مستجاب شد 


 
 تقصير دلم چيست اگر روي تو زيباست
حاجت به بيان نيست که از روي تو پيداست
من تشنه يک لحظه تماشاي تو هستم
افسوس که يک لحظه تماشاي تو روياست 
 
 
لبريزتر از هزار پيمانه شديم ديوانه‌تر از هزار ديوانه شديم ديديم گلي به روي ما مي‌خندد از پيله درآمديم و پروانه شديم

 
 
 زندگي فرصت بس کوتاهيست...تا بدانيم که مرگ... آخرين نقطه پرواز پرستو ها نيست...مرگ هم حادثه است...مثل افتادن برگ که بدانيم پس از خواب زمستاني خاک... نفس سبزبهاري جاريست 


 
 هرچي عشقه توي دنيا من ميخواستم مال ما شه
اما تو هيچ وقت نذاشتي بين ما غصه نباشه
فکر ميکردم با يه بوسه با تو هم خونه مي مونم
نمي دونستم نميشه اخه بي تو نمي تونم
گله ميکنم من از تو از تو که خيلي بي رحمي
هزار بار مردم از عشقت توکه هيچ وقت نمي فهمي
 
چه کسي ميداند که تو در پيله ي تنهايي خود تنهايي؟
چه کسي ميداند که تو در حسرت يک روزنه در فردايي؟
پيله ات را بگشا، تو به اندازه ي يک دنيايي!! 
 
 در ذهن نيافرينمت مي ميرم
از شاخه اگر نچينمت مي ميرم
اي عادت چشم هاي بي حوصله ام
يک روز اگر نبينمت مي ميرم
. 
 
 
تقديم به آنکه دارمش دوست
تقديم به آن که قلبم از اوست
اگر مهتاب از تن بر کند پوست
جدا هرگز نگردد يادم از دوست 
 
ميدوني آدما بين الف تا ي قرار دارند. بعضي ها مثل " ب " برات ميميرند، مثل " د " دوستت دارند، مثل " ع " عا شقت ميشوند، مثل " م " من

 


: ادامــه مــطــلــب :

+ نوشته شده در چهارشنبه 1389/06/10ساعت 1:57 توسط رضا |


به نام خالق تمام زیبایی های عالم(به نام آن کسی که عشق را آفرید)
تقدیم به کسانی که به ما لطف دارن و به وبلاگ ما سر میزن
از طرف :رضا


HOME
E-Mail
.BAHAR 20.


Archives

تیر 1390

مهر 1389

شهریور 1389


Amar_Web


تعداد بازديدها:


Links

یکی از بهترین دوستانم((حوا نیا آدم نیست ))

وبلاگ دوست خوب من ((دیار عاشق))



وبلاگ دوست عزيزم((دوستم داشته باش))
وبلاگ گل تنها(یکی از كارهاي گروهي دوستانه قشنگه ببینید)
وبلاگ ((خاطرات دخملی ناناس ))
وبلاگ ((فریاد بی صدا))
وبلاگ بهترین دوستم(((((( ازراعیل))))))البته خودش فرشته
جديدترين يوزرنيم و پسوردهاي نود 32
وبلاگ دوست خوب من((ما سکوتیم که از آوای خسته دلان میریزیم)
وبلاگ قشنگ دوست من((تینا))
پرنس ایران((محسن افشانی))
مونا((عشق بهانه فراموش نشدنی))
با سلام به تمامی شما عزیزان ما دو تا((آرمین&مهسا))
وبلاگ ((الینا جون))
وبلاگ ((شیدا خانم))
مطالب(( عاشقانه))
وبلاگ یه دوست((love is))
وبلاگ غزال خانم ((قشنگ))
وبلاگ ((فرشته خوشبختی))
وبلاگ(( ترنم))
وبلاگ ((شیطونک انا جون جونی))
وبلاگ ((عشق ممنوع))
شاید روزی برگرده...همون بهتر نیای
وب سايت(( نفيسه روشن))
وبلاگ ((نيوشا ضيغمي))
وبلاگ(( هانيه توسلي))
وبلاگ دوست خيلي عزيزم ((شب های تنهایی دلی ))
haminjoor))i))
وبلاگ يه دوست خوب ((سایه ای در کویر))
وبلاگ ((حرفهای عاشقانه ))
وبلاگ دوست من ((مشقهای شبانه ))
وبلاگ ((عاشقانه های من... ))
وبلاگ دوست خوبم تنها((محسن شیطونک))
سايت دانلود آهنگ هاي ((امين حبيبي))
وبلاگ يك دوست خوب(( صندوق اسرار لاله ))
وبلاگ يك دوست با((اس ام اس هاي عاشقانه))
وبلاگ يك دوست به نام((سايبان دل))
وبلاگ دوست خوبم((دلتنگم وبا هيچ كسم ميل سخن نيست))
وبلاگ دوست خوبم((نوشین صحبت دل ))
وبلاگ دوستم((مهسا))
وبلاگ دوست من((ka&a)
وبلاگ دوست خوبم((ღتوپولی‌ تنبلیღ))
وبلاگ دوست عزيز((هر چه میخواهد دل تنگت بگو))
وبلاگ دوست خوبم (( patogh ))
وبلاگ دوست عزيز((دلم تنگ است))
وبلاگ دوست خوب من((مسافر تنها))
وبلاگ دوست خوب من((دل شکسته)) دخترک تنها
وبلاگ دوست مهربان من ((مهدیه))
وبلاگ دوست مهربانم(( آزاده))
وبلاگ دوست عزیزم((نیلوفر ممتازان))
وبلاگ دوست عزیز((only girl in the world))
وبلاگ دوست گلم ((صاعقه))
پاتوق(مهسا خانوم عزیز)
(جدید ترین موزیک های ایرانی)
وبلاگ دوست خوبم (الماس درخشان
وبلاگ دوست خوبم (خوشکل خانوم
وبلاگ دوست خوبم (دختر تهرونی)
وبلاگ دوست خوبم( بیا تو حالشو ببر)
وبلاگ دوست خوبم (بهار)
وبلاگ دوست خوبم((کلبه خنده ))
طرفداران مجید خراطها
وبلاگ دوست عزیزم دختر یخی
وبلاگ فضا 2 موزیک
وبلاگ دوست گلم حدیث
.:: نفرين بر عشق ::.
وبلاگ ((ابجی حدیث ))گل من
قالب های فوق جدید بلاگفا